السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

195

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « ما يَفْعَلُ اللَّه بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ . . . » ) * اين آيه شريفه ظهور در اين معنا دارد كه خطاب در آن متوجه مؤمنين است ، زيرا زمينه كلام خطاب با مؤمنين بود ، البته با حفظ ايمانشان مخاطب به چنين خطابى نشده‌اند بلكه در اين خطاب از ايمانشان چشمپوشى شده ، كانه انسانهايى فرض شده‌اند كه از ايمان عاريند . و اين آيه شريفه كنايه است از اينكه خداى تعالى احتياجى به عذاب كردن آنان ندارد ، اگر خود آنان با شكر نكردن از نعمتهاى خدا و يا ايمان نياوردن ، خويشتن را مستوجب نسازند ، براى اينكه بارى تعالى از شكنجه كردن بندگان سودى نمىبرد تا انجام آن را بر ترك آن ترجيح دهد و از وجود گنهكاران متضرر نمىشود تا با عذاب كردن آنان ، آن ضرر را از خود دفع كند ، پس معناى جمله مورد بحث اين است كه اگر شما شكر نعمت خدا را با اداى حق واجب او به جاى آورده و به او ايمان بياوريد هيچ موجبى نيست كه شما را عذاب كند بلكه خداى عز و جل شكرگزار شكرگزاران خويش و دارندگان ايمان به خويش است ، او عليم است ، اين گونه افراد را كه مورد شكرگزارى اويند با ساير موارد اشتباه نمىكند . اين آيه شريفه دلالتى دارد بر اينكه عذابى كه شامل اهل عذاب است از ناحيه خود آنان است نه از ناحيه خداى تعالى و همچنين هر عاملى و هر عملى كه مستوجب عذاب است ، از قبيل ضلالت و يا شرك و يا معصيت ، مستند به خداى تعالى و از قبل آن حضرت نيست و اگر چيزى از اين امور از ناحيه خداى تعالى باشد عذابى هم كه دنبال اين عناوين مىآيد از قبل او بود ، چون او مسبب الاسباب است و سببيت هر سببى مستند به او است . بحث روايتى در تفسير عياشى از زراره و حمران و محمد بن مسلم از امام ابى جعفر و امام ابى عبد اللَّه ( عليهما السلام ) روايت آورده كه در تفسير آيه : * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً » ) * فرموده : اين آيه در باره عبد اللَّه بن ابى سرح نازل شد كه عثمان او را به شهرى فرستاد و او و يارانش بعد از آنكه چيزى از ايمانشان در آن شهر باقى نماند كفر خود را زيادتر كردند . « 1 » و در همان كتاب از ابى بصير روايت شده كه گفت : من از امام صادق ( ع )

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 280 ح 287 .